يك كاري در اين كشور وجود دارد كه اگر وزارت تعاون نكند هيچ دستگاه ديگري نخواهد كرد. يك كاري وجود دارد كه فقط كار وزارت تعاون است و من برخلاف كساني كه تصور مي كردند وزارت تعاون جدي نيست يا خوب است ادغام در فلان تشكيلات شود، من معتقدم نه؛ يكي از كارهاي خوب دولت اين است كه وزارت تعاون را به وجود آورد و وزارت تعاون بسيار جدي است و لااقل براي اين مرحله از اشتغال (كه ما اين قدر نياز به اشتغال داريم) به اين تعاون ما نهايت نياز را داريم. و من خواهش مي كنم از همه برادران دولت كه در دولت در جهت تقويت كار تعاون نظر بدهيد و بحث كنيد و راي دهيد. اين تعاون بايد تقويت شود، تعاون وجودش خيلي لازم است براي اشتغالزايي، هم به نظر من هيچ دستگاهي توي اين كشور امكانات و وسعت كار تعاون در بعضي از بخش ها را ندارد.
بخش تعاون هم مي تواند از لحاظ اقتصادي و اجتماعي و حتي از لحاظ سياسي براي كشور تعيين كننده باشد و هم در عين حال تاكنون مظلوم و مغفول عنه واقع شده است؛ اين حقيقتي است تعاون مورد قبول و اعتماد و اذعان حقيقي مسوولان كشور است اعتقادم اين است كه اگر بخواهيم تعاون جايگاه خودش را از لحاظ اقتصادي، به خصوص در وضع كنوني كشور پيدا كند، بايستي ما حداقل ده برابر وضع فعلي، رشد و گسترش و كيفيت براي مجموعه تعاوني كشور در نظر بگيريم يعني هدف را بايد ده ها برابر اين قرارداد از لحاظ محصول، از لحاظ كيفيت و از لحاظ پيداكردن مناطق نو براي فعاليت تعاوني، مناطقي كه اصلا مورد توجه قرار نداشته مجموعاً بايد ده برابر كار بشود.
من وقتي در وضع كشور خودمان نگاه مي كنم، مي بينم يكي از چيزهايي كه مي تواند جلوي اين بي عدالتي را به شكل منطقي و اصولي سد كند، همين كار تعاوني است. به همين خاطر است كه من به تعاون اعتقاد دارم، نه از باب اين است كه دنيا تعاون را پذيرفته، يا فرضا فلان كشورها تعاون مي كنند از اين باب است كه من مي بينم در اين وضعي كه متاسفانه گرفتارش هستيم. تعاون در كشور ما مي تواند سرانگشت گره گشايي باشد به نظر من يكي از راه حل ها و اساسي ترين و منطقي ترين و بنيادي ترين كارهاي كه مي تواند در اين كشور براي استقرار عدالت انجام بگيرد، تعاون است. اين يك بعد قضيه است و خوشبختانه بعد ديگر قضيه اين است كه همين تعاون مي تواند كشور را به خصوص امروز از لحاظ اقتصادي هم نجات بدهد.